آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شعر «ای آفتاب» از استاد حکیمی

۱
ای سرّ توحید ازل، در طالع تقدیرها
ای نور ذات جلوه‌گر، در جلوه‌ها، تصویرها
در ذات ذرّات جهان، هر دم ز تو تأثیرها
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
عالم سیه، از بس ستم، این خلق، پنهان تا به کی


۲
ای از افق‌های قِدَم، تابیده‌ای بر کائنات
اندر بیان تو بود، آیات حق را بینات
ای بینات حق و عدل، ای رایت راه نجات
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
مقهور افکار قرون، آیات قرآن تا به کی


۳
ای عالم ایجاد را، حکمت تویی، حشمت تویی
ای خلق را از سوی حق، نعمت تویی، رحمت توئی
ای «عقل» را «هادی» توئی ، وی «نقل» را حجت توئی
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
عالم سیه، از بس ستم، این خلق، پنهان تا به کی


۴
با اذن خلاقّ جهان، تو روح اشباحی همه
ارواح چو جسمند و تو، خود جان ارواحی همه
در آیه «نورٌ علی»، مِشکات و مصباحی همه
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
بی‌بهره، اینسان عقل‌ها، در روزگاران تا به کی


۵
ای چشم بیدار وجود، ای مطلع نور وجود
ای نمود و ای تو بود، ای ذات اعلی را نمود
ای قائم دربار جود، ای سرّ آدم در سجود
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
عالم سیه، از بس ستم، این خلق، پنهان تا به کی


۶
ای روشنیّ سرّ جان، ای از تو یکسر نور دل
ای نور دل، ای شور دل، ای موسی دل، طور دل
ای کز فروغ نام تو، امضا شدی منشور دل
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
عالم دور از جهانی پر گنه، آن ابر غفران تا به کی


۷
ای غیب ظاهر در نهان، ای نوذر باطن در جهان
ای مطیع فیض روان، از بیکران تا بیکران
آفاق‌ها در مُلک جان، از تابش نور عیان
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
عالم سیه، از بس ستم، این خلق، پنهان تا به کی


۸
ای راز حرف مختفی، دربطن اسماء و سُوَر
ای کزّ مؤثر می‌رسد، هر دم زیمن تو اثر
اندر کف تو بگذرد، گاهی قضا، گاهی قدر
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
بر پهنه گیتی روان، فرمان شیطان تا به کی


۹
از فیض تو، تسبیح خوان، ارواح ذرّات جهان
بی تو جهان، تاریک جان!، خالی زنور جاودان
اینک زهر جای جهان، فریاد می‌خیزد همان
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
عالم سیه، از بس ستم، این خلق، پنهان تا به کی


۱۰
یک شب، در این آفاق شب، بشکفت چنان روح فَلَق
افروز گیتی را بجان، با خونبار شفق
تا روح بیداد ستم، گردد اسیر عدل و حق
ای آفتاب، ای آفتاب، از خلق پنهان تا به کی
در دست دیوان وددان، ملک سلیمان تا به کی

ادامه شعر را در اینجا بخوانید

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محسن زهتابچی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic