تبلیغات
استاد، علامه محمدرضا حکیمی
 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

توضیحی درباره وبلاگ - 1

بخشی از مقدمه کتاب پیام جاودانه

"امیدوارم در این روزگار، که قرآن کریم، از هر نظر «مهجور» است، و در «فهم توحید»، «شناخت وحی»، «حقیقت رسالت و وصایت»، «عدالت و قسط»، «تربیت و فردسازی»، «سیاست و جامعه پردازی»، و «شئون مختلف حاکمیت»، یا اصلاً، یا چنانکه باید، حضور ندارد، اذهانی را به کتاب خدا (یعنی: وسیله‌ی نهایی برای دستیابی به «شناخت صحیح» و «عمل صالح» که تنها این هر دو مایه‌ی سعادت جاودانی انسانند)، بیشتر متوجه سازد، و نسلهای جوان را کمک کند، تا در پناه قرآن، هیچ انحرافی را نپذیرند، و به هیچ گسستگی از حوزه‌ی قرآن و عمل به قرآن نگرایند.

نیز بدانند که باید سیره‌ی برخی از کسانی که دارای قدرت و حاکمیتند، یا در آن دست و نفوذ دارند، همچنین فراوانی در فراوان، از عملکردها ـ بخصوص در قضاوت و اقتصاد ـ را،

از قرآن کریم و احکام الهی آن، و از سنّت و سیره‌ی پیامبر (ص)، و از تعالیم امام علی (ع)، و مبانی و اصول شیعی «بسیار بسیار»(1) دور بشمارند(2) ... تا دشمنان خارجی و ایادی گوناگون داخلی نتوانند، اشخاصی و عملکردهایی را به نام اسلام و تشیّع معرفی کنند، و آبروی دین خدا را ـ بیش از این ـ ببرند، و حشمت و عظمت اولیاء دین را، و اهمیتی را که آنان برای انسان و کرامت انسان قائل بودند، مخدوش سازند. و تا توفیق نیابند که جوانان کم مطالعه درباره‌ی «واقعیت اسلام»، و مردمان فاقد اطلاعات صحیح دینی را، از «صراط مستقیم» منحرف گردانند."

(1‌ و 2). امام علی (ع) به کارگزاران حکومت اسلامی دستور می‌دهد که «در نوشتن نامه‌های دولتی، قلمها را ریز سر کنند، و خطها را داخل هم بنویسند، و پرگویی نکنند، تا به اموال عمومی و دولتی زیانی نرسد» با این وصف، ممکن است حاکمیتی، «اسلامی» باشد و در آن «چپاول اموال دولتی صورت گیرد؟»، هرگز! و اگر چنین شد آیا اسلامی نشمردن چنین حاکمیتها، عین اسلام نیست؟

کتاب پیام جاودانه – محمدرضا حکیمی - ص 23 - 24

 

این وبلاگ در راستای مطالب فوق که از کتاب استاد نقل شده راه‌اندازی شده است و در پستی که دوست خوبم آقای «علی جندقی» با عنوان «صحبت اول، کلام آخر» ارسال کرده اند مطالبی را عنوان کردند که لازم دیدم اینجانب نیز درباره وبلاگ توضیحاتی را خدمت شما خوانندگان عزیز عرض کنم:

حدود یک سال پیش بود که این وبلاگ بنابر احساس نیاز و کمبودی که در بسیاری مسائل در فضای مجازی مشهود است راه اندازی شد. و قصدم معرفی استاد و اندیشه‌های استاد حکیمی بود آن هم بواسطه نوشته‌ها و مقالات خود ایشان، چرا که معرفی ایشان و پرداختن به ابعاد فکری، اندیشه‌ها و زندگی استاد توسط کسانی چون من مقدور نمی‌باشد، پس بهتر است استاد را بوسیله خودشان معرفی کنیم که هر کس به وسعت استعداد و توان خود از آن بهره‌مند شود.

به لطف پروردگار با استاد حکیمی و آثارش از مدتها قبل بواسطه عزیزترین دوست و استادم «حجةالاسلام سید سعید حسینی» که حکم شاگردی استاد را دارند، آشنا شده بودم و نیز به لطف خدا و بوسیله ایشان توانستم چندباری هم در جمعی که استاد حضور داشته‌اند حاضر شوم و از مطالبی که ایشان فرموده‌اند در حد توان خود بهره‌مند شوم. لذا بر خود لازم می‌دانم که از الطاف استاد و دوست عزیزم در حق اینجانب سپاسگذاری و از درگاه خداوند منان برایش توفیق روزافزون و حسنه دنیا و آخرت را طلب نمایم. و باید متذکر شوم گرچه ایشان مانند برادری بزرگوار مهربانی را در حق اینجانب تمام کرده‌اند ولی اینجانب نتوانستم حق شاگردی و برادری را بجا آورم و در پیشگاه خداوند شرمسارم، و از حضور ایشان هم بخاطر قصورها و کاستی‌ها پوزش می‌طلبم، و امیدوارم به دعای خیرشان، باشد دعای ایشان موجب توفیقی گردد.

بسیاری از آثار استاد را مطالعه نموده‌ام و در این شرایط و زمانه که بسیاری از مطالب با یکدیگر آمیخته و شناخت اسلام حسینی از اسلام یزیدی، حق از باطل و عدالت از بی‌عدالتی گاه بسیار سخت می‌نماید، آثار استاد حکیمی شناختی بسیار متفاوت از اسلام حسینی، عدالت و حق نسبت به آنچه امروز به این نامها و القاب عرضه می‌شود ارائه می‌کند و آن شناختی است که گویی در وجود انسان نهان و قلب و روح انسان آماده پذیرش آن است و قلم شیوا و رسای استاد بواسطه آنکه برگرفته از کلام وحی و منبع تعلیم آن که معصومین (ع) هستند و هماهنگی خاصی که با زمان و مکان و شرایط دارد و با ادبیاتی بی‌نظیر و قابل فهم برای امروز و کسانی چون من، این معارف را بسیار روشن و قابل درک بیان می‌کند تا سرآغاز این شناخت که در عمق روح و روان آدمیست دیوارهای زندانی را که برایش ساخته‌ایم و ساخته‌اند را درهم شکند و شکوفا شود و آن شود که باید.

اینگونه شد که تصمیم گرفتم برای معرفی استاد در این محیط و فضا اقدامی انجام دهم و حاصل، این وبلاگی شد که در پیش روی شماست. و البته از چندین سال پیش به دوستانی چند پیشنهاد کرده بودم و هم اکنون هم عرض می‌کنم که بنده هم همچون دوست خوبم آقای «علی جندقی» هیچ ادعایی نداشته و ندارم، و هرچه هم در این وبلاگ نوشته‌ام نوشته‌های استاد بوده است و اینجانب مقالات و نوشته‌ها را فقط جمع‌آوری و در وبلاگ عرضه کرده‌ام، ولاغیر. و اگر دوستان نزدیک به استاد بتوانند هرگونه پیشنهاد، کمک یا همکاری در این زمینه داشته باشند با تمام وجود در خدمت ایشان هستم. و در اینجا لازم است که از دوست خوبم آقای «علی جندقی» که مدتی با این وبلاگ همکاری نموده‌اند و مطالب بسیار مفیدی را از استاد در وبلاگ قرار دادند کمال تشکر و سپاسگذاری را داشته باشم، گرچه بنده با دلایلی که ایشان در پست خود جهت عدم ادامه همکاری فرموده‌اند چندان موافق نیستم ولی برای نظراتشان احترام بسیار قائلم و برایشان از درگاه پروردگار توفیق و حسنه دنیا و آخرت را خواستارم.

در این وبلاگ سعی بر این است که در هر فرصتی (که گاه ممکن است بیش از یک‌ ماه شود) اگر بتوانیم مطالبی را از آثار استاد به صورت خلاصه یا موضوعی در اختیار خوانندگان و تشنگان حق و حقیقت قرار دهیم باشد که مورد رضای خداوند قرار گیرد.

محسن زهتابچی - 26/10/1389

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محسن زهتابچی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان