تبلیغات
استاد، علامه محمدرضا حکیمی
 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عدالتی که عدالت نیست

     طلایه‌دار مکتب تفکیک، محمد رضا حکیمی دیروز برای دومین بار در غرفه انتشارات «دلیل ما» حاضر شد و با علاقه مندان آثارش گفت‌وگو کرد؛ که در ادامه میخوانید:...

      پاسخ به لاریجانی درباره نسبت مطهری و شریعتی
     حکیمی از صبح ساعت 10 در غرفه حاضر شد و از آن ساعت شاعران، نویسندگان، مدیران فرهنگی، طلاب و جوانان به دیدارش آمدند. هر کسی که می‌آید سوالی دارد و او با تأمل و حوصله همه را پاسخ می‌دهد. محمدرضا حکیمی وصی دکتر شریعتی است. آن بزرگوار به ایشان وصیت کرده است که کار اصلاح و انتشار کتابهایش را بر عهده بگیرد، و به همین خاطر است که بیشتر سؤالات درباره شریعتی است. دو جوان از استاد حکیمی در این باره سوال می‌کنند، استاد آنها را به مقاله «روحی که همیشه در میان ماست» در کتاب «عقل سرخ» ارجاع می‌دهد.

     در این مقاله استاد به تشریح بیان کرده است که اصلاحات و تدوین کتاب‌های دکتر شریعتی چگونه انجام شده است. او می‌گوید: «دکتر شریعتی در مدت زمانی کوتاه و پر از گرفتاری و سختی در حالی که تحت نظر هم بود کاری سنگین و پر حجم را سامان داد، طبیعی است که در آنها گاهی هم اشتباهاتی رخ داده باشد به خصوص اینکه بیشتر سخنرانی‌ها از روی نوار بر کاغذ آورده می‌شد و به چاپ می‌رسید بنابراین لازم بود که اصلاحاتی صورت بگیرد». حکیمی در این مقاله دکتر شریعتی را فردی می‌داند که تعابیر ارزشمند، تبلورآفرین و جهت بخش در مبانی اسلامی و شیعی دارد.

     اما زمانی که یکی از مراجعان به مطلبی از علی لاریجانی استناد می‌کند که مطهری و شریعتی اختلاف بنیادین داشتند حکیمی تمام قد به اعتراض می‌ایستد و در برابر او استدلالی می‌آورد. می‌گوید: «اگر این طور است چرا وقتی یکی از مستشرقان کتابی علیه پیامبر (ص) نوشت و استاد مطهری 20 نفر از نویسندگان و اندیشمندان را برای پاسخ‌گویی به او دعوت به همکاری کرد، یکی از آنها دکتر شریعتی بود؟».

 

     سرانجام حزب جمهوری
     فرد دیگری از استاد محمد رضا حکیمی می‌خواهد خاطراتش را از دوران شکل‌گیری حزب جمهوری اسلامی بیان کند و او پاسخ می‌دهد: میرحسین موسوی نخست‌وزیر سابق ایران وقتی که می‌خواست روزنامه جمهوری اسلامی را منتشر کند برای شماره‌های آغازین آن از من مشورت گرفت. «بعد از انقلاب من اصرار به راه‌اندازی حزب داشتم. گروه‌های چپ مارکسیستی تشکل‌گرا بودند و من نگران بودم اگر مذهبی‌ها حزب نداشته باشند دچار مشکل شوند. فردای روز تأسیس حزب، دکتر باهنر را دیدم. تشکر کردم و گفتم شما بار گرانی از دوش من برداشتید.

     بعد که یکی از توده‌ای‌های باسابقه را دیدم به من گفت این آخوندها چطور به فکر تأسیس حزب افتادند؟ اگرچه به ادامه راه حزب جمهوری اسلامی انتقاداتی دارم اما فکر می‌کنم این حزب در آغاز راه کارش را خوب آغاز کرد. حزب در ادامه کارش با جریاناتی گره خورد که به تقویت سرمایه‌داری مذهبی منجر شد. با این که امام اصرار زیادی بر حفظ یادگارهای انقلاب داشتند، دستور دادند حزب جمهوری اسلامی منحل شود». جوانی در حال نوشتن حرف‌های استاد است و او میان حرف هایش تذکر می‌دهد ننویس جوان! این‌ها را برای خودت می‌گویم و بعد از خاطره دیدارش با میرحسین موسوی می‌گوید.

 

     عدالتی که امروز می‌گویند عدالت نیست
     امسال هم عدالت یکی از سؤال‌های علاقه‌مندان بود. درست مثل سال گذشته در نمایشگاه کتاب تهران که وقتی پرسشگری از استاد سوال کرد عدالتی که شما در آثارتان از آن حرف می‌زنید با عدالتی که امروز در جامعه از آن سخن می‌گویند چه تفاوتی دارد. حکیمی همانجا پاسخ آن فرد را داد اما از آنجا که می‌دانست این سوال برای خیلی‌ها مطرح است آن را در مقاله‌ای تشریح و بازکاوی کرد.

     این مقاله در جزوه «عاشورا- غزه» توسط انتشارات مسجد همت تجریش چاپ شد و در آن استاد با صراحت بیان می‌کند که عدالت 2 نوع است: عدالت با الف و عدالت با عین؛ آنچه که امروز در جامعه از عدالت به شما می‌گویند همان عدالت با الف است که ترویج سرمایه‌داری و تفاخر است.

 

     تدوین دوره دوم الحیات
     «استاد در همه طول سال مشغول تدوین و تحقیق است و برای علاقه‌مندان آثارش کمتر این فرصت پیش می‌آید که با او دیدار کنند، نمایشگاه کتاب فرصت مغتنمی است برای اینکه ایشان را ببینیم و سوالاتمان را بپرسیم.» این را یکی از جوانان حلقه زده بر دور استاد می‌گوید. سؤال او از استاد محمد رضا حکیمی درباره مکتب تفکیک است استاد، پرسش او را به تفصیل پاسخ می‌دهد و همه سراپا گوش هستند. یکی از خصوصیات برجسته استاد حکیمی در بیان موضوعات و اندیشه‌های علمی زبان گویا و بیان رسای ایشان است آنگونه که برای عموم نیز حتی قابل فهم و دریافت است.

     امسال محمد رضا حکیمی با 3 عنوان کتاب جدید «آنجا که خورشید می‌وزد»، «الهیات الهی والهیات بشری» و «قرآن» به نمایشگاه کتاب آمده است. به غیر از این 3 عنوان، کتاب «بیان الفرقان» درباره حاج شیخ مجتبی قزوینی از محمد رضا حکیمی نیز به تازگی منتشر شده است. سعدی مدیر انتشارات دلیل ما اشاره می‌کند که استاد در حال تألیف دوره دوم کتاب الحیات است که احتمالا آن نیز در شش مجلد چاپ خواهد شد. برادران استاد محمد و علی حکیمی ایشان را در کار تألیف این کتاب یاری می‌دهند.

 

     قرآن
     بخش آغازین کتاب قرآن به مقایسه قرآن و دین اسلام با دیگر ادیان الهی اختصاص دارد و در نهایت با ارائه نقل قول‌هایی از دانشمندان و به دور از غرض‌ورزی این نتیجه حاصل می‌شود که اسلام محمدی از نظر یکتاپرستی دینی ساده و سلیس است. نویسنده یکی از دلایل ماندگاری و استحکام مسلمانان را قرآن می‌داند که با وجودش استیلای علمی و مذهبی بر اسلام محال می‌شود. در بخشهای بعدی کتاب هم نمونه‌هایی از آموزه‌های قرآن برای آگاهی نسل جوان ذکر می‌شود.

 

     آنجا که خورشید می‌وزد
     آنجا که خورشید می‌وزد، مجموعه مقالاتی است در باره موضوعات مختلف نظیر بررسی حدیث المیزان و توجه به علامه طباطبایی، اهمیت تفکر قرآنی در جامعه دینی و مسئله عدالت، توحید و عدل، توجه به پیامبر (ص) و دین اسلام خاطراتی از استاد محمد تقی شریعتی، معرفی آیت‌الله‌ شیخ هاشم قزوینی، بررسی دیگاه‌های امام خمینی (ره) استعمار‌شناسی و شیعه و اسرائیل.

 

     الهیات الهی و الهیات بشری
     این کتاب مجلد دوم الهیات الهی و الهیات بشری است که در دو بخش نظرها (اعتراف ها) و عرصات داوری تقسیم شده است. در این کتاب داوری بین شناسنامه مکتب تفکیک (قرآن و معصومین (ع) و برخی بزرگان) و شناسنامه اهالی فلسفه و عرفان است. نتیجه حاصل از این کتاب آن است که نظر همه این بزرگان بر این است که باید بین معارف قرآن و حدیث و معارف عرفانی و فلسفی تفکیک قائل شد. زیرا فلسفه و عرفان لزوماً ما را به سرچشمه زلال اسلام راهنمایی نمی‌کنند. نویسنده در مطلبی تحت عنوان «آفاق تأمل» می‌نویسد: «بنگرید و دریابید که آیا اصحاب مکتب تفکیک جز این را می‌گویند؟»

 

     مرزبان حماسه جاوید
     «هنگامی که حکیمی مدارج عالی علمی را در حوزه علمیه مشهد گذراند دو راه در پیش داشت: یا مانند دیگر همدرسان خود در حوزه بماند و به تدریس فقه و اصول بپردازد و در نهایت هم سر از مرجعیت درآورد و یا اینکه از حوزه به جامعه و جوانان پلی بزند و خوراک فکری برای آنها فراهم کند و در نهایت به آنجا برسد که اینک رسیده است. او راه دوم را برگزید که مرارتبار بود و حاصل این شد که به جای آنکه «مرجع تقلید» عامه شود «مرجع تحقیق» جوانان شد و راه را به هزاران جوان جویای راه نشان داد.» این تعبیر محمد اسفندیاری در کتاب راه خورشیدی (اندیشه نامه و راه نامه استاد محمد رضا حکیمی) از مردی است که سالهای متمادی عمرش را صرف تحقیق در اندیشه‌های دینی کرده است.

منبع: خبر آنلاین - کد مطلب: 8038

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : محسن زهتابچی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان